فرکتالز تریدرز

دوره یا Period یکی از سه مؤلفه اصلی چرخه است و بُعد زمانی حرکت را نشان میدهد.
دوره به ما میگوید بازار برای تکمیل یک گردش چرخهای چه مقدار زمان نیاز داشته است. این زمان معمولاً از یک نقطه مشخص تا نقطه همجنس بعدی اندازهگیری میشود:
کف تا کف بعدی؛
سقف تا سقف بعدی.
اگر بازار از یک کف شروع شود، به سقف برسد و سپس کف مهم دیگری تشکیل دهد، فاصله زمانی میان دو کف دوره چرخه محسوب میشود.

هر چرخه با سه مؤلفه اساسی توصیف میشود: دوره، فاز و دامنه.
این سه مؤلفه به سه پرسش متفاوت پاسخ میدهند:
دوره: چرخه چه مدت طول میکشد؟
فاز: بازار اکنون در کدام قسمت چرخه قرار دارد؟
دامنه: حرکت چه مقدار از مرکز تعادل فاصله گرفته است؟
مشاهده شکل صعود و نزول قیمت بهتنهایی برای شناخت چرخه کافی نیست. دو حرکت میتوانند ظاهری مشابه داشته باشند، اما از نظر زمان، موقعیت فازی یا اندازه نوسان کاملاً متفاوت باشند.
به همین دلیل شناخت دوره، فاز و دامنه پایه تحلیل چرخهای محسوب میشود.

موج و چرخه دو مفهوم مرتبط اما متفاوت در تحلیل بازار هستند. هر دو برای توصیف رفتار نوسانی قیمت به کار میروند، اما دامنه، نقطه شروع و پایان و هدف تحلیلی آنها یکسان نیست.
موج معمولاً یک حرکت قابلمشاهده و جهتدار میان دو نقطه چرخش است. چرخه مسیر کاملتری است که از یک وضعیت آغاز میشود و پس از عبور از فازهای مختلف، به وضعیت همجنس بعدی میرسد.

در یک چرخه کامل ۳۶۰ درجهای، تمام نقاط ارزش تحلیلی یکسانی ندارند. بعضی درجات مرز میان وضعیتهای مهم حرکتاند و اطلاعات بیشتری درباره سرعت، تعادل، جهت و بلوغ چرخه ارائه میکنند.
اگر کف را مبدأ صفر درجه قرار دهیم، دو نقطه ۹۰ و ۱۸۰ درجه اهمیت ویژهای دارند:
این دو نقطه نباید با یکدیگر اشتباه گرفته شوند. بازار در ۹۰ درجه هنوز در مسیر صعودی قرار دارد، اما در ۱۸۰ درجه به انتهای نظری این مسیر رسیده است.

چرخه کامل مسیری ۳۶۰ درجهای است که از یک وضعیت مشخص آغاز میشود و پس از عبور از مراحل مختلف، به وضعیت همجنس بعدی میرسد.
اگر یک کف مهم را مبدأ چرخه قرار دهیم، چرخه از کف اول شروع میشود، به سقف میرسد و در کف مهم بعدی کامل میشود:
کف اول → سقف → کف دوم

هر چرخه کامل از دو بخش اصلی تشکیل میشود: حرکتی که از کف به سقف میرسد و حرکتی که از سقف به کف بازمیگردد.
در تحلیل چرخهای میتوان بخش اول را «نیمه مثبت» و بخش دوم را «نیمه منفی» نامید.
در بیان ساده، نیمه مثبت با گسترش حرکت صعودی و نیمه منفی با تخلیه یا انقباض آن ارتباط دارد. بااینحال، این اصطلاحها باید با دقت تعریف شوند؛ زیرا مثبت و منفی در اینجا الزاماً به معنای بالاتر یا پایینتر بودن قیمت از خط تعادل نیست.

نیمچرخه حرکت بازار از یک نقطه فازی به نقطه مخالف آن است.
در نیمچرخه صعودی، حرکت از یک کف آغاز میشود، از تعادل فاصله میگیرد و در سقف به محدوده بالای چرخه میرسد.
در نیمچرخه نزولی، حرکت از سقف آغاز میشود، به سمت تعادل بازمیگردد و در کف به محدوده پایین چرخه میرسد.

برای اندازهگیری یک چرخه کامل نمیتوان دو نقطه دلخواه روی نمودار را انتخاب کرد. نقطه شروع و پایان باید از نظر فاز، مقیاس و نقش ساختاری همجنس باشند.
در مقابل، کف و سقف دو وضعیت مخالف چرخه هستند. به همین دلیل فاصله کف تا سقف معمولاً یک نیمچرخه است، نه چرخه کامل.

چرخه کامل حرکت بازار میان دو وضعیت همجنس و هممقیاس است. این وضعیتها میتوانند دو کف، دو سقف یا دو عبور همجهت از مرکز تعادل باشند.
بااینحال، برای انتخاب محور اصلی اندازهگیری باید جهت و ساختار غالب بازار را نیز در نظر گرفت.
در روند صعودی، کفها معمولاً آغاز موجهای جدید صعودی را بهتر نشان میدهند. به همین دلیل اندازهگیری کف تا کف میتواند تصویر روشنتری از چرخه غالب ارائه کند.

چرخه کامل بازار حرکتی است که از یک وضعیت مشخص آغاز میشود، مراحل مختلف را طی میکند و دوباره به وضعیتی همجنس و هممقیاس با نقطه شروع میرسد.
برای اندازهگیری یک چرخه کامل، معمولاً فاصله زمانی میان دو نقطه همجنس را بررسی میکنیم.

چرخه حرکتی است که از یک وضعیت آغاز میشود، مراحل مختلفی را پشت سر میگذارد و دوباره به وضعیتی همجنس با نقطه شروع میرسد.
اما تکرار چرخه به معنای تکرار دقیق تمام جزئیات نیست.

سقفها و کفها از مهمترین نقاط ساختار قیمت هستند؛ زیرا در این نقاط ممکن است جهت حرکت، قدرت نیروهای بازار و موقعیت فازی چرخه تغییر کند.
سقف جایی است که حرکت صعودی متوقف میشود یا بخشی از مسیر خود را بازمیگردد. کف نیز جایی است که حرکت نزولی متوقف میشود و قیمت واکنشی صعودی نشان میدهد.
اما در نگاه چرخهای، سقف و کف فقط بیشترین و کمترین قیمت یک حرکت نیستند.

چرخه بازار الزاماً به معنای بازگشت قیمت به عدد قبلی نیست. آنچه در یک چرخه تکرار میشود، میتواند وضعیت حرکت بازار باشد؛ حتی اگر قیمت در سطح کاملاً متفاوتی قرار گرفته باشد.
برای مثال، ممکن است یک حرکت صعودی در قیمت ۱۰۰۰ به مرحله بلوغ برسد و حرکت صعودی دیگری در قیمت ۱۲۰۰ شرایط مشابهی پیدا کند. این دو قیمت برابر نیستند، اما بازار میتواند از نظر زمان، فاز، تعادل و قدرت حرکت در وضعیتی مشابه قرار داشته باشد.

چرخه بازار به معنای بازگشت دقیق قیمت به عدد قبلی نیست. در تحلیل چرخهای، آنچه اهمیت بیشتری دارد بازگشت بازار به یک وضعیت همجنس از نظر فاز، جهت، ساختار، زمان و رابطه با تعادل است.
ممکن است قیمت دوباره به عدد قبلی برسد، اما بازار در فازی کاملاً متفاوت قرار داشته باشد. در مقابل، دو سقف یا کف میتوانند در قیمتهای متفاوت تشکیل شوند، اما نقش مشابهی در ساختار چرخه داشته باشند.

حرکت قیمت فقط جابهجایی مستقیم از یک عدد به عدد دیگر نیست. آنچه روی نمودار مشاهده میکنیم، مسیر پیوستهای از فاصلهگرفتن قیمت از تعادل، گسترش حرکت، تشکیل نقاط افراط و بازگشت یا نزدیکشدن دوباره به تعادل است.
در نگاه سطحی، چند موج صعودی و نزولی جداگانه دیده میشود. اما در نگاه چرخهای، این موجهای کوچک میتوانند اجزای یک حرکت بزرگتر باشند.
نکته مهم این است که تعادل بازار همیشه ثابت نیست. در روندهای صعودی یا نزولی، مرکز تعادل میتواند همراه ساختار قیمت جابهجا شود.

بازار مستقیماً از یک نقطه به نقطه دیگر حرکت نمیکند. حتی در روندهای قدرتمند نیز قیمت با مجموعهای از موجهای پیشرونده، توقفها و اصلاحهای موقت حرکت میکند.
در روند صعودی، موجهای افزایشی با بازگشتهای نزولی ترکیب میشوند. در روند نزولی نیز میان موجهای کاهشی، حرکتهای صعودی موقت شکل میگیرند.
این رفتار نشان میدهد روند و نوسان دو مفهوم مخالف نیستند. بازار میتواند جهت کلی مشخصی داشته باشد و همزمان درون آن جهت نوسان کند.

سقفها و کفهای بازار در نگاه اول بیقاعده به نظر میرسند. یک سقف ممکن است پس از حرکتی کوتاه تشکیل شود و سقفی دیگر پس از روندی طولانی. بعضی کفها عمیقاند و بعضی دیگر فقط اصلاحی کوچک ایجاد میکنند.
حتی اگر دو حرکت از نظر ظاهری شبیه باشند، زمان، دامنه و ساختار آنها معمولاً دقیقاً یکسان نیست.
اما نامنظمبودن سقفها و کفها به معنای بینظمی کامل بازار نیست. درون حرکتهای ظاهراً آشفته میتوان ساختارها، وضعیتها و روابط تکرارشوندهای پیدا کرد.

دو معاملهگر ممکن است دقیقاً به یک نمودار نگاه کنند،اما برداشت کاملاً متفاوتی از موقعیت بازار داشته باشند.
معاملهگر دارای نگاه خطی،حرکت قیمت را مسیری از نقطه A به نقطه B میبیند.اگر قیمت افزایش پیدا کند،احتمال ادامه صعود را بیشتر میداند و اگر کاهش پیدا کند،انتظار ادامه نزول دارد.
معاملهگر دارای نگاه چرخهای فقط جهت فعلی قیمت را بررسی نمیکند.او میپرسد حرکت از کجا آغاز شده، چه مقدار زمان سپری شده، بازار در کدام فاز قرار دارد، قیمت چه نسبتی با تعادل دارد و انرژی حرکت در حال گسترش است یا تخلیه.

قیمت آشکارترین بخش بازار است. معاملهگر میتواند بالا و پایین رفتن آن را مستقیماً روی نمودار مشاهده کند، کندلها را ببیند، سطوح حمایت و مقاومت را مشخص کند و نتیجه هر حرکت را با یک عدد اندازه بگیرد.
اما بازار فقط از قیمت تشکیل نشده است.

چرخه یک فرایند تکرارشونده است که از یک وضعیت آغاز میشود، مراحل مختلفی را پشت سر میگذارد و در نهایت به وضعیتی همجنس با نقطه آغاز بازمیگردد.
نکته مهم این است که بازگشت چرخه الزاماً به معنای بازگشت به همان مقدار عددی نیست. در بازارهای مالی ممکن است یک چرخه در قیمت مشخصی آغاز شود و پس از طیکردن مراحل خود، در قیمتی بالاتر یا پایینتر تکمیل شود؛ اما بازار از نظر فاز، جهت حرکت یا نقش ساختاری به وضعیتی همجنس با نقطه شروع رسیده باشد.

چرا بعضی معاملهگران با وجود داشتن تحلیل درست، نتیجه مناسبی نمیگیرند؟ چرا گاهی پس از رشد قیمت وارد معامله میشویم و کمی بعد بازار برمیگردد؟ چرا هنگامی که قیمت کاهش پیدا میکند، احساس میکنیم فرصت خروج را از دست دادهایم؟

بیشتر معاملهگران، بازار را از طریق قیمت مشاهده میکنند. کندلها صعود میکنند، نزول میکنند، سقف میسازند و دوباره به سمت کف حرکت میکنند. به همین دلیل ممکن است تصور کنیم تمام آنچه در بازار اتفاق میافتد، در تغییر قیمت خلاصه میشود.
پیش از آنکه یک حرکت بزرگ قیمتی روی نمودار دیده شود، ممکن است زمان چرخه جلو رفته باشد، موقعیت فازی بازار تغییر کرده باشد و مرکز تعادل در حال جابهجایی باشد. تحلیل چرخه تلاش میکند همین لایههای کمتر آشکار را بررسی کند.

اشل های ایچیموکو به عنوان یکی از ابزارهای مهم تحلیل تکنیکال، به شناسایی روند بازار و نقاط ورود و خروج کمک میکند. این ابزار با ترکیب چندین میانگین، دیدی جامع از روند قیمت و سطوح حمایتی و مقاومتی ارائه میدهد که برای معاملهگران بسیار کاربردی است.

اشل های ورتکس ابزاری کاربردی و دقیق برای تسهیل اندازهگیری در پروژههای مختلف هستند که با طراحی مقاوم و عملکرد قابل اعتماد، انتخابی مناسب برای مهندسان و تکنسینها محسوب میشوند و دقت بالا در اندازهگیری را تضمین میکنند.

اشل های پرایس اکشن به دستهبندیهای مختلفی اشاره دارد که در تحلیل رفتار قیمت در بازارهای مالی به کار میرود و به معاملهگران کمک میکند تا نقاط ورود و خروج مناسب را با دقت بیشتری شناسایی کنند و تصمیمات بهتری در معاملهگری اتخاذ نمایند.

تا حالا فکر کردین چرا وقتی تحلیل زمانی میکنیم میگیم که یکی دو کندل اینور اونور هیچ مشکلی نداره؟ یعنی انگار یکی دو کندل تلورانس در نظر میگیریم.با ما باشین در ادامه توضیح خواهیم داد چرا چند کندل اختلاف مشکلی ایجاد نمیکند و ریاضیات برای ما توضیح خواهد داد چرا؟

جلسه سوم دوره صفر بازارهای مالی به بررسی کامل بازار ارز دیجیتال میپردازد، شامل آشنایی با انواع رمز ارز، هدف ایجاد آنها و همچنین روشهای مقابله با کلاهبرداری در این بازار برای حفظ امنیت سرمایهگذاری.

جلسه دوم دوره صفر بازارهای مالی به معرفی و آشنایی با انواع بازارهای مالی شامل بازار سهام، اوراق قرضه و بازار کالا اختصاص دارد و مفاهیم پایه و کاربردی هر بازار به صورت جامع بررسی میشود تا دانشپذیران با ساختار و ویژگیهای اصلی این بازارها آشنا شوند.

جلسه اول دوره صفر بازارهای مالی شامل مباحثی همچون سواد مالی، ضرب سکه، پیدایش ساختارهای مالی و دیدگاه اقتصادی به ثروت است که به صورت جامع و کاربردی ارائه شده است تا پایهای قوی برای آشنایی با بازارهای مالی فراهم کند.

الگو: معنا، روند، انواع مختلف

به نظرتون دلیل اختراع کندل ها چه بوده است؟با ما همراه باشید تا ببینیم کندل ها چه هستند و کجا مورد استفاده قرار گرفته اند.

نظریه موج الیوت: چیست و چگونه از آن استفاده کنیم

بهتره که این بحث رو به صورت داستان مانند پیش ببریم چون ممکنه خیلی طولانی بشه پس داستانی بودن بهتره.در مورد چرخه ها در بازار فارکس باهاتون صحبت میکنیم.

لایو ترید بر اساس ریاضیات

لایو ترید براساس ریاضیات

لایو ترید بر اساس ریاضیات
