آموزش فارکس

وقتی سطح یا مسیری که قیمت حول آن نوسان میکند تغییر کند، میتوان از جابهجایی تعادل (Equilibrium Shift) صحبت کرد.
اما هر تغییری که روی نمودارِ یک میانگین، خط مرکزی یا اندیکاتور مشاهده میکنیم الزاماً به معنی تغییر ساختار بازار نیست.
گاهی خود رفتار قیمت تغییر کرده و ناحیه مرکزی جدیدی شکل گرفته است؛ گاهی فقط روش اندازهگیری ما تغییر کرده است.
به همین دلیل یکی از مهمترین سؤالات این فصل این است:
آیا تعادل بازار جابهجا شده، یا فقط برآورد ما از تعادل تغییر کرده است؟

در تحلیل تکنیکال، یکی از مهمترین سؤالات این است که آیا قدرت حرکت قیمت با جهت حرکت آن هماهنگ است یا خیر؟ ممکن است قیمت همچنان سقفهای بالاتر بسازد، اما نیروی پشت حرکت بهتدریج کاهش پیدا کند. برعکس، گاهی قیمت و اندیکاتورها همزمان در یک جهت حرکت میکنند و ساختار بازار نیز این حرکت را تأیید میکند.
دو مفهوم همگرایی (Convergence) و واگرایی (Divergence) برای بررسی همین رابطه به کار میروند.

همیشه این قیمت نیست که برای کاهش فاصله به سمت میانگین حرکت میکند.
گاهی قیمت یک حرکت قدرتمند انجام میدهد، در سطح جدید باقی میماند یا روند خود را ادامه میدهد و میانگین متحرک بهتدریج به سمت قیمت جابهجا میشود.

وقتی قیمت از مرکز نوسان خود فاصله میگیرد، یکی از رفتارهایی که ممکن است مشاهده شود کاهش دوباره این فاصله است؛ یعنی قیمت به سمت مرکز یا میانگین انتخابشده حرکت میکند.
این رفتار پایه مفهوم Mean Reversion یا بازگشت به میانگین است.

مرکز چرخه (Cycle Center) سطح یا مسیر مرجعی است که حرکت چرخهای قیمت نسبت به آن نوسان میکند.
اگر در درس قبل تعادل را مرکز نوسان بازار معرفی کردیم، اکنون باید یک قدم جلوتر برویم:
این مرکز الزاماً ثابت نیست.
در بازار واقعی ممکن است خودِ مرکز چرخه به سمت بالا یا پایین حرکت کند. بنابراین قیمت میتواند همچنان رفتار چرخهای داشته باشد، در حالی که سقفها، کفها و مرکز نوسان همگی بهتدریج جابهجا میشوند.

تعادل (Equilibrium) در تحلیل چرخه، مرکز یا سطح مرجعی است که حرکت نوسانی قیمت نسبت به آن بررسی میشود.
اگر بخواهیم درباره دامنه، فاصله قیمت از مرکز، انبساط و انقباض چرخه یا حتی موقعیت حرکت صحبت کنیم، ابتدا باید بدانیم مرکز این نوسان کجاست.
به زبان ساده:
چرخه فقط بالا و پایین رفتن قیمت نیست؛ چرخه، نوسان قیمت نسبت به یک مرکز مرجع است.
اما این تعریف یک نکته بسیار مهم دارد:
تعادل در بازار واقعی الزاماً یک قیمت ثابت یا خط افقی دائمی نیست.

شتاب یا Acceleration در تحلیل چرخه نشان میدهد نرخ حرکت قیمت چگونه در حال تغییر است.
فقط دانستن اینکه قیمت صعودی یا نزولی است کافی نیست. حتی دانستن سرعت حرکت نیز تمام داستان را بیان نمیکند؛ زیرا سرعت قیمت میتواند خودش در حال افزایش یا کاهش باشد.
برای مثال ممکن است قیمت همچنان صعودی باشد، اما هر لحظه با سرعت کمتری بالا برود. در چنین شرایطی جهت حرکت هنوز تغییر نکرده، ولی شتاب حرکت تغییر کرده است.

شیب یا Slope نشان میدهد قیمت نسبت به زمان با چه نرخ و جهتی تغییر میکند. به زبان ساده، شیب فقط نمیگوید قیمت بالا یا پایین میرود؛ بلکه نشان میدهد این تغییر قیمت نسبت به زمان با چه سرعتی در حال رخ دادن است.
اگر قیمت طی ۱۰ کندل فقط ۲ واحد افزایش پیدا کند و در موقعیتی دیگر طی همان ۱۰ کندل ۱۵ واحد بالا برود، جهت هر دو حرکت صعودی است، اما شیب آنها یکسان نیست.
به همین دلیل شیب بُعد دیگری به تحلیل چرخه اضافه میکند.

دامنه چرخه (Cycle Amplitude) نشان میدهد مقدار نوسان یک چرخه نسبت به سطح تعادل یا مرکز آن چقدر است. به زبان ساده، دوره چرخه به ما میگوید چرخه چقدر طول میکشد، فاز مشخص میکند اکنون در کجای چرخه هستیم و دامنه نشان میدهد چرخه از نظر مقدار حرکت قیمت تا چه اندازه گسترش یافته است.
هرچه فاصله قیمت از مرکز یا سطح تعادل بیشتر باشد، دامنه حرکت بزرگتر است و هرچه نوسان در محدوده کوچکتری پیرامون تعادل انجام شود، دامنه کوچکتر خواهد بود.

فاز چرخه (Cycle Phase) مشخص میکند یک چرخه در لحظه مورد بررسی، در کدام قسمت از مسیر خود قرار دارد. به زبان ساده، اگر دوره چرخه به ما بگوید طی چه مدت یک چرخه کامل میشود، فاز به ما میگوید اکنون در کجای آن چرخه قرار گرفتهایم.
این تفاوت بسیار مهم است؛ زیرا سطح قیمت بهتنهایی مشخص نمیکند حرکت بازار در ابتدای توسعه، میانه مسیر، نزدیکی نقطه برگشت یا انتهای چرخه قرار دارد.

چرخه کامل مسیری ۳۶۰ درجهای است که از یک وضعیت مشخص آغاز میشود و پس از عبور از مراحل مختلف، به وضعیت همجنس بعدی میرسد.
اگر یک کف مهم را مبدأ چرخه قرار دهیم، چرخه از کف اول شروع میشود، به سقف میرسد و در کف مهم بعدی کامل میشود:
کف اول → سقف → کف دوم

هر چرخه کامل از دو بخش اصلی تشکیل میشود: حرکتی که از کف به سقف میرسد و حرکتی که از سقف به کف بازمیگردد.
در تحلیل چرخهای میتوان بخش اول را «نیمه مثبت» و بخش دوم را «نیمه منفی» نامید.
در بیان ساده، نیمه مثبت با گسترش حرکت صعودی و نیمه منفی با تخلیه یا انقباض آن ارتباط دارد. بااینحال، این اصطلاحها باید با دقت تعریف شوند؛ زیرا مثبت و منفی در اینجا الزاماً به معنای بالاتر یا پایینتر بودن قیمت از خط تعادل نیست.

نیمچرخه حرکت بازار از یک نقطه فازی به نقطه مخالف آن است.
در نیمچرخه صعودی، حرکت از یک کف آغاز میشود، از تعادل فاصله میگیرد و در سقف به محدوده بالای چرخه میرسد.
در نیمچرخه نزولی، حرکت از سقف آغاز میشود، به سمت تعادل بازمیگردد و در کف به محدوده پایین چرخه میرسد.

برای اندازهگیری یک چرخه کامل نمیتوان دو نقطه دلخواه روی نمودار را انتخاب کرد. نقطه شروع و پایان باید از نظر فاز، مقیاس و نقش ساختاری همجنس باشند.
در مقابل، کف و سقف دو وضعیت مخالف چرخه هستند. به همین دلیل فاصله کف تا سقف معمولاً یک نیمچرخه است، نه چرخه کامل.

چرخه کامل حرکت بازار میان دو وضعیت همجنس و هممقیاس است. این وضعیتها میتوانند دو کف، دو سقف یا دو عبور همجهت از مرکز تعادل باشند.
بااینحال، برای انتخاب محور اصلی اندازهگیری باید جهت و ساختار غالب بازار را نیز در نظر گرفت.
در روند صعودی، کفها معمولاً آغاز موجهای جدید صعودی را بهتر نشان میدهند. به همین دلیل اندازهگیری کف تا کف میتواند تصویر روشنتری از چرخه غالب ارائه کند.

چرخه کامل بازار حرکتی است که از یک وضعیت مشخص آغاز میشود، مراحل مختلف را طی میکند و دوباره به وضعیتی همجنس و هممقیاس با نقطه شروع میرسد.
برای اندازهگیری یک چرخه کامل، معمولاً فاصله زمانی میان دو نقطه همجنس را بررسی میکنیم.

چرخه حرکتی است که از یک وضعیت آغاز میشود، مراحل مختلفی را پشت سر میگذارد و دوباره به وضعیتی همجنس با نقطه شروع میرسد.
اما تکرار چرخه به معنای تکرار دقیق تمام جزئیات نیست.

سقفها و کفها از مهمترین نقاط ساختار قیمت هستند؛ زیرا در این نقاط ممکن است جهت حرکت، قدرت نیروهای بازار و موقعیت فازی چرخه تغییر کند.
سقف جایی است که حرکت صعودی متوقف میشود یا بخشی از مسیر خود را بازمیگردد. کف نیز جایی است که حرکت نزولی متوقف میشود و قیمت واکنشی صعودی نشان میدهد.
اما در نگاه چرخهای، سقف و کف فقط بیشترین و کمترین قیمت یک حرکت نیستند.

چرخه بازار الزاماً به معنای بازگشت قیمت به عدد قبلی نیست. آنچه در یک چرخه تکرار میشود، میتواند وضعیت حرکت بازار باشد؛ حتی اگر قیمت در سطح کاملاً متفاوتی قرار گرفته باشد.
برای مثال، ممکن است یک حرکت صعودی در قیمت ۱۰۰۰ به مرحله بلوغ برسد و حرکت صعودی دیگری در قیمت ۱۲۰۰ شرایط مشابهی پیدا کند. این دو قیمت برابر نیستند، اما بازار میتواند از نظر زمان، فاز، تعادل و قدرت حرکت در وضعیتی مشابه قرار داشته باشد.

چرخه بازار به معنای بازگشت دقیق قیمت به عدد قبلی نیست. در تحلیل چرخهای، آنچه اهمیت بیشتری دارد بازگشت بازار به یک وضعیت همجنس از نظر فاز، جهت، ساختار، زمان و رابطه با تعادل است.
ممکن است قیمت دوباره به عدد قبلی برسد، اما بازار در فازی کاملاً متفاوت قرار داشته باشد. در مقابل، دو سقف یا کف میتوانند در قیمتهای متفاوت تشکیل شوند، اما نقش مشابهی در ساختار چرخه داشته باشند.

حرکت قیمت فقط جابهجایی مستقیم از یک عدد به عدد دیگر نیست. آنچه روی نمودار مشاهده میکنیم، مسیر پیوستهای از فاصلهگرفتن قیمت از تعادل، گسترش حرکت، تشکیل نقاط افراط و بازگشت یا نزدیکشدن دوباره به تعادل است.
در نگاه سطحی، چند موج صعودی و نزولی جداگانه دیده میشود. اما در نگاه چرخهای، این موجهای کوچک میتوانند اجزای یک حرکت بزرگتر باشند.
نکته مهم این است که تعادل بازار همیشه ثابت نیست. در روندهای صعودی یا نزولی، مرکز تعادل میتواند همراه ساختار قیمت جابهجا شود.

بازار مستقیماً از یک نقطه به نقطه دیگر حرکت نمیکند. حتی در روندهای قدرتمند نیز قیمت با مجموعهای از موجهای پیشرونده، توقفها و اصلاحهای موقت حرکت میکند.
در روند صعودی، موجهای افزایشی با بازگشتهای نزولی ترکیب میشوند. در روند نزولی نیز میان موجهای کاهشی، حرکتهای صعودی موقت شکل میگیرند.
این رفتار نشان میدهد روند و نوسان دو مفهوم مخالف نیستند. بازار میتواند جهت کلی مشخصی داشته باشد و همزمان درون آن جهت نوسان کند.

سقفها و کفهای بازار در نگاه اول بیقاعده به نظر میرسند. یک سقف ممکن است پس از حرکتی کوتاه تشکیل شود و سقفی دیگر پس از روندی طولانی. بعضی کفها عمیقاند و بعضی دیگر فقط اصلاحی کوچک ایجاد میکنند.
حتی اگر دو حرکت از نظر ظاهری شبیه باشند، زمان، دامنه و ساختار آنها معمولاً دقیقاً یکسان نیست.
اما نامنظمبودن سقفها و کفها به معنای بینظمی کامل بازار نیست. درون حرکتهای ظاهراً آشفته میتوان ساختارها، وضعیتها و روابط تکرارشوندهای پیدا کرد.

دو معاملهگر ممکن است دقیقاً به یک نمودار نگاه کنند،اما برداشت کاملاً متفاوتی از موقعیت بازار داشته باشند.
معاملهگر دارای نگاه خطی،حرکت قیمت را مسیری از نقطه A به نقطه B میبیند.اگر قیمت افزایش پیدا کند،احتمال ادامه صعود را بیشتر میداند و اگر کاهش پیدا کند،انتظار ادامه نزول دارد.
معاملهگر دارای نگاه چرخهای فقط جهت فعلی قیمت را بررسی نمیکند.او میپرسد حرکت از کجا آغاز شده، چه مقدار زمان سپری شده، بازار در کدام فاز قرار دارد، قیمت چه نسبتی با تعادل دارد و انرژی حرکت در حال گسترش است یا تخلیه.

قیمت آشکارترین بخش بازار است. معاملهگر میتواند بالا و پایین رفتن آن را مستقیماً روی نمودار مشاهده کند، کندلها را ببیند، سطوح حمایت و مقاومت را مشخص کند و نتیجه هر حرکت را با یک عدد اندازه بگیرد.
اما بازار فقط از قیمت تشکیل نشده است.

چرخه یک فرایند تکرارشونده است که از یک وضعیت آغاز میشود، مراحل مختلفی را پشت سر میگذارد و در نهایت به وضعیتی همجنس با نقطه آغاز بازمیگردد.
نکته مهم این است که بازگشت چرخه الزاماً به معنای بازگشت به همان مقدار عددی نیست. در بازارهای مالی ممکن است یک چرخه در قیمت مشخصی آغاز شود و پس از طیکردن مراحل خود، در قیمتی بالاتر یا پایینتر تکمیل شود؛ اما بازار از نظر فاز، جهت حرکت یا نقش ساختاری به وضعیتی همجنس با نقطه شروع رسیده باشد.

چرا بعضی معاملهگران با وجود داشتن تحلیل درست، نتیجه مناسبی نمیگیرند؟ چرا گاهی پس از رشد قیمت وارد معامله میشویم و کمی بعد بازار برمیگردد؟ چرا هنگامی که قیمت کاهش پیدا میکند، احساس میکنیم فرصت خروج را از دست دادهایم؟

بیشتر معاملهگران، بازار را از طریق قیمت مشاهده میکنند. کندلها صعود میکنند، نزول میکنند، سقف میسازند و دوباره به سمت کف حرکت میکنند. به همین دلیل ممکن است تصور کنیم تمام آنچه در بازار اتفاق میافتد، در تغییر قیمت خلاصه میشود.
پیش از آنکه یک حرکت بزرگ قیمتی روی نمودار دیده شود، ممکن است زمان چرخه جلو رفته باشد، موقعیت فازی بازار تغییر کرده باشد و مرکز تعادل در حال جابهجایی باشد. تحلیل چرخه تلاش میکند همین لایههای کمتر آشکار را بررسی کند.

با گذشت زمان روش های نوینی برای خرید و فروش ،داد و ستد برای دنیا بوجود آمد .این بازار های مالی به شکل های مختلف در حال حاضر در جهان وجود دارد. بزرگترین بازار مالی جهان فارکس نام دارد که به انگلیسی به آن Forex میگوییم و مختصر شده کلمه Foreign Exchange یا همان داد و ستد خارجی است. در ایران نیز این بازار با اسم بورس داخلی در حال استفاده کاربران میباشد.بازار های دیگری نیز همچون بازار های ارز دیجیتال یا همان کریپتوکارنسی نیز جز این بازار فارکس میباشند.
