سقف تا سقف

در درس قبل چرخه را از یک کف تا کف همجنس بعدی اندازه گرفتیم. اکنون همان منطق را از سمت دیگر ساختار بررسی میکنیم:
High₁ → High₂
اگر دو سقف متعلق به یک مقیاس چرخهای و دارای نقش ساختاری متناظر باشند، فاصله زمانی میان آنها میتواند تخمینی از Period چرخه باشد.
بنابراین:
سقف اول = 0°
و:
سقف همجنس بعدی = 360°
در نظر گرفته میشود.
این روش مخصوصاً زمانی مفید است که سقفهای بازار نسبت به کفها ساختار واضحتر و تکرارپذیرتری داشته باشند؛ چیزی که در بسیاری از ساختارهای نزولی میتواند رخ دهد.

دوره یا Period یکی از سه مؤلفه اصلی چرخه است و بُعد زمانی حرکت را نشان میدهد.
دوره به ما میگوید بازار برای تکمیل یک گردش چرخهای چه مقدار زمان نیاز داشته است. این زمان معمولاً از یک نقطه مشخص تا نقطه همجنس بعدی اندازهگیری میشود:
کف تا کف بعدی؛
سقف تا سقف بعدی.
اگر بازار از یک کف شروع شود، به سقف برسد و سپس کف مهم دیگری تشکیل دهد، فاصله زمانی میان دو کف دوره چرخه محسوب میشود.

چرخه کامل حرکت بازار میان دو وضعیت همجنس و هممقیاس است. این وضعیتها میتوانند دو کف، دو سقف یا دو عبور همجهت از مرکز تعادل باشند.
بااینحال، برای انتخاب محور اصلی اندازهگیری باید جهت و ساختار غالب بازار را نیز در نظر گرفت.
در روند صعودی، کفها معمولاً آغاز موجهای جدید صعودی را بهتر نشان میدهند. به همین دلیل اندازهگیری کف تا کف میتواند تصویر روشنتری از چرخه غالب ارائه کند.

چرخه کامل بازار حرکتی است که از یک وضعیت مشخص آغاز میشود، مراحل مختلف را طی میکند و دوباره به وضعیتی همجنس و هممقیاس با نقطه شروع میرسد.
برای اندازهگیری یک چرخه کامل، معمولاً فاصله زمانی میان دو نقطه همجنس را بررسی میکنیم.
