اندازه گیری چرخه


فرض کنید روی نمودار دو نقطه مهم داریم:
A و B
و فاصله زمانی میان آنها را اندازه گرفتهایم.
آیا AB یک نیمچرخه است؟
آیا یک چرخه کامل است؟
یا حتی ممکن است هیچکدام نباشد؟
پاسخ فقط از روی تعداد کندلهای میان A و B مشخص نمیشود.
قبل از اندازهگیری باید بدانیم:
A چیست؟ B چیست؟ این دو نقطه متعلق به چه Scaleای هستند و چه رابطه فازی با یکدیگر دارند؟
اگر A یک کف و B سقف متناظر همان چرخه باشد، حرکت A→B در مدل ایدهآل تقریباً یک نیمچرخه است.

در درس قبل چرخه را از یک کف تا کف همجنس بعدی اندازه گرفتیم. اکنون همان منطق را از سمت دیگر ساختار بررسی میکنیم:
High₁ → High₂
اگر دو سقف متعلق به یک مقیاس چرخهای و دارای نقش ساختاری متناظر باشند، فاصله زمانی میان آنها میتواند تخمینی از Period چرخه باشد.
بنابراین:
سقف اول = 0°
و:
سقف همجنس بعدی = 360°
در نظر گرفته میشود.
این روش مخصوصاً زمانی مفید است که سقفهای بازار نسبت به کفها ساختار واضحتر و تکرارپذیرتری داشته باشند؛ چیزی که در بسیاری از ساختارهای نزولی میتواند رخ دهد.

یکی از بنیادیترین روشهای اندازهگیری چرخه در بازار، اندازهگیری فاصله زمانی میان دو کف همجنس است:
Low₁ → Low₂
اگر این دو کف متعلق به یک مقیاس چرخهای باشند، فاصله زمانی میان آنها تخمینی از Period چرخه به ما میدهد.
به زبان ساده:
یک کف را مبدأ میگیریم، حرکت بازار را دنبال میکنیم و وقتی ساختار به کف همجنس بعدی رسید، یک چرخه کامل شده است.
در زبان هندسی فصل قبل:
کف اول = 0°
و:
کف دوم = 360°
بنابراین:
Low → Low = Full Cycle

یکی از مهمترین سؤالها در تحلیل چرخه این است:
اندازهگیری چرخه را دقیقاً از کجا شروع کنیم؟
از کف؟
از سقف؟
از شکست ساختار؟
یا از کراس یک اندیکاتور؟
پاسخ این است که یک مبدأ جهانی که در تمام شرایط بهترین انتخاب باشد وجود ندارد. مبدأ باید متناسب با چرخه، ساختار بازار و هدف اندازهگیری تعریف شود.
اما پس از انتخاب مبدأ، یک قانون بسیار مهم داریم:
تعریف مبدأ نباید وسط تحلیل تغییر کند.
اگر یک چرخه را کفبهکف اندازه میگیریم، باید نقطه پایان نیز کف همجنس بعدی باشد.

نیمچرخه حرکت بازار از یک نقطه فازی به نقطه مخالف آن است.
در نیمچرخه صعودی، حرکت از یک کف آغاز میشود، از تعادل فاصله میگیرد و در سقف به محدوده بالای چرخه میرسد.
در نیمچرخه نزولی، حرکت از سقف آغاز میشود، به سمت تعادل بازمیگردد و در کف به محدوده پایین چرخه میرسد.

برای اندازهگیری یک چرخه کامل نمیتوان دو نقطه دلخواه روی نمودار را انتخاب کرد. نقطه شروع و پایان باید از نظر فاز، مقیاس و نقش ساختاری همجنس باشند.
در مقابل، کف و سقف دو وضعیت مخالف چرخه هستند. به همین دلیل فاصله کف تا سقف معمولاً یک نیمچرخه است، نه چرخه کامل.

چرخه کامل حرکت بازار میان دو وضعیت همجنس و هممقیاس است. این وضعیتها میتوانند دو کف، دو سقف یا دو عبور همجهت از مرکز تعادل باشند.
بااینحال، برای انتخاب محور اصلی اندازهگیری باید جهت و ساختار غالب بازار را نیز در نظر گرفت.
در روند صعودی، کفها معمولاً آغاز موجهای جدید صعودی را بهتر نشان میدهند. به همین دلیل اندازهگیری کف تا کف میتواند تصویر روشنتری از چرخه غالب ارائه کند.

چرخه کامل بازار حرکتی است که از یک وضعیت مشخص آغاز میشود، مراحل مختلف را طی میکند و دوباره به وضعیتی همجنس و هممقیاس با نقطه شروع میرسد.
برای اندازهگیری یک چرخه کامل، معمولاً فاصله زمانی میان دو نقطه همجنس را بررسی میکنیم.
